کوچینگ رهبری

کوچینگ رهبری یا لیدرشیپ کوچینگ ( Leadership Coaching ) یکی از شاخه های بیزینس کوچینگ است که تمرکز اصلی آن بر روی رهبران کسب و کار می باشد.

 

تمرکز کوچینگ رهبری بر کاوش ماهیت رهبری؛ شناسایی نقاط قوت رهبری و زمینه های پیشرفت، هوش هیجانی یا “مهارتهای نرم”، تعریف آینده برای خود به عنوان رهبر و اقدام به سمت اهداف رهبری است.

وظیفه کوچ رهبری است که راه یادگیری بهترین تکنیک های کوچینگی را برای مراجعین خود هموار کرده و در عین حال اجازه ندهد به کسب و کار و برنامه روزانه او خللی وارد شود.

کوچ رهبری باید بتواند موقعیت های مثبت و منفی مراجع خود را به طور کامل درک کند و به آن ها کمک کند پرسش های درستی بپرسند و به مدارج بالاتری از موفقیت دست یابند.

در برخی مواقع رهبران برای حل مسائل کوتاه مدت همچون بحران های زودگذر یا فقدان انگیزه در اعضای تیم به کوچینگ رهبری نیاز پیدا می کنند.

 

مخاطبین کوچینگ رهبری اغلب چه کسانی هستند؟

کوچینگ رهبری، می تواند برای تمامی رهبرانی مفید و کاربردی باشد که در کسب و کارشان برای ارتقا دادن ارتباطات و روابط خود با کارکنان اعضای تیم به کمک نیاز دارند.

رئیسان

مدیران مالی

مدیران اجرایی

مدیر عاملان

رئیسای هیئت مدیره

رهبران

و هر فرد دیگری که مسئولیت تصمیم گیری های مهم را به عهده دارد، در زمره مخاطبین کوچینگ رهبری قرار می گیرند.

 

کوچینگ رهبری چه مواردی را در بر می گیرد؟

رهبران افراد بسیار موفقی هستند و سرشان حسابی شلوغ بوده و برنامه کاریشان کاملاً پر است.

وظیفه کوچ رهبری است که راه یادگیری بهترین تکنیک های کوچینگی را برای مراجعین خود هموار کرده و در عین حال اجازه ندهد به کسب و کار و برنامه روزانه او خللی وارد شود.

کوچ رهبری باید بتواند موقعیت های مثبت و منفی مراجع خود را به طور کامل درک کند و به آن ها کمک کند پرسش های درستی بپرسند و به مدارج بالاتری از موفقیت دست یابند.

در برخی مواقع رهبران برای حل مسائل کوتاه مدت همچون بحران های زودگذر یا فقدان انگیزه در اعضای تیم به کوچینگ رهبری نیاز پیدا می کنند.

مشکلات رهبری بسیار متنوع و گسترده اند اما رایج ترین آن ها عبارتند از:

 

  • تکنیک های رهبری
  • روبرو شدن با شرایط سختی همچون تعطیلی موقتی شرکت
  • بلوغ احساسی و عاطفی مدیران
  • انگیزه دادن به اعضای تیم برای این که با تمام توان کار کنند. تقویت کردن سایر کارکنان برای این مسئولیت هایی را به عهده گرفته و مسئولیت هایشان را به بهترین نحو انجام دهند.
  • بهتر کردن روابط میان مدیر و اعضای تیم.

 

 

مهارت های هشت گانه رهبری کسب و کار های نوپا ( استارتاپ )

کسب و کارهای نوپای موفق از داخل کمیته‌ها خلق نمی‌شوند.

رهبری کسب و کار – همواره یک کارآفرین رویاپرداز وجود دارد که پیاده‌کننده آغازین یک ایده نوآورانه است، اما این فرد به تنهایی نمی‌تواند کسب و کار تازه تاسیس کاراش را رشد بدهد.

قطعا در کنار یک انجام‌دهنده، به یک تیم‌ساز و یک رهبر نیز نیاز است.

این تغییری بزرگ است که بسیاری از کارآفرینان نمی‌توانند آن را عملی کنند.

Martin Zwilling در این باره میگوید: اغلب کارآفرینان به‌طور غریزی می‌دانند که چه کاری باید انجام شود، اما نمی‌دانند چطور باید آن را از طریق دیگران به انجام برسانند.

برخی افراد معتقدند مهارت‌های رهبری امری کاملا ذاتی است، اما من اعتقاد دارم این مهارت تا حد زیادی اکتسابی است و می‌توان آن را از طریق کسب تجربه، کمک گرفتن از یک مربی و آموختن درس از شکست‌ها یاد گرفت.

افرادی که این مهارت‌ را سریع‌تر می‌آموزند، همان‌هایی هستند که به سرعت از کارآفرینان خوب به رهبران کسب و کار خوب تبدیل می‌شوند.

بر اساس تجربه‌ای که از کار کردن با کارآفرینان و رهبران کسب و کار به دست آورده‌ام

معتقدم فرمولی جادویی برای رسیدن به سطح بالایی از مهارت رهبری وجود ندارد

اما اصول مشخصی وجود دارد که با پیروی از آنها می‌توان مهارت رهبری را به خوبی آموخت.

هشت اصل رهبری عبارتند از:

اصل اول رهبری کسب و کار: دانشجویی مشتاق برای یادگیری مهارت رهبری باشید.

اکثر کارآفرینانی که به رهبران موفق کسب و کار تبدیل می‌شوند، آن‌هایی هستند که داستان موفقیت همکاران‌شان را مطالعه کرده و تلاش می‌کنند از آنها الگوبرداری کنند.

آنها از مربیانی کمک می‌گیرند که در این زمینه تجربه دارند، به مطالعه شخصی می‌پردازند و در دوره‌ها و برنامه‌های آموزشی رهبری شرکت می‌کنند.

مهارت رهبری به تمرکز و تلاش نیاز دارد و صرفا با نام و شهرت به دست نمی‌آید.

از هر فرصتی برای یادگیری مهارت‌ رهبری استفاده کنید.

اصل دوم رهبری کسب و کار: در زمینه رهبری، هدف‌های شخصی برای خودتان تعیین کنید و به دنبال دریافت بازخورد باشید.

رهبری کسب و کار بیشتر از آنکه به درگیر شدن در امور روزمره کسب و کار نیاز داشته باشد، به مطالعه و کار روی چشم‌انداز کسب و کار نیاز دارد.

خودتان می‌توانید تعیین کنید که تا چه اندازه از این اصل پیروی می‌کنید و در همین ارتباط از تیم‌تان بازخورد بگیرید.

بررسی کنید چه بخشی از زمان کاری شما صرف تدوین راهبردها، هدف‌گذاری‌ها برای آینده و راهنمایی کارکنان‌تان می‌شود و چه بخشی از آن را صرف حل و فصل امور روزمره می‌کنید؟

برای پرورش مهارت رهبری باید بتوانید از جزئیات فراتر بروید و تصویر بزرگ‌تر را ببینید.

اصل سوم رهبری کسب و کار: از پیله امن خود خارج شوید و به استقبال چالش‌ها بروید.

اگر هیچ‌گاه از مرزهای کاری خود خارج نشوید و شکست را تجربه نکنید، به توانمندی‌های جدید دست نخواهید یافت.

به‌عنوان یک کارآفرین تازه‌کار، احتمالا تجربه قبلی در اموری همچون استخدام و تفویض اختیار ندارید، هر چند اینها علوم پیچیده‌ای نیستند که نتوان آنها را آموخت.

از این واهمه نداشته باشید که از همکاران با تجربه‌ترتان و کارشناسان منابع انسانی مشورت بگیرید.

به یاد داشته باشید، رشد واقعی در خارج از محدوده شناخته‌ها و در دنیای ناشناخته‌ها اتفاق می‌افتد.

اصل چهارم رهبری کسب و کار: موفقیت‌های کوچک را جشن بگیرید و از شکست‌ها بیاموزید.

افرادی که به دنبال کامل بودن هستند و از خودشان انتظار بی‌نقص بودن دارند، به ندرت به رهبرانی خوب تبدیل خواهند شد.

عادت کنید که موفقیت‌های کوچک‌تان را جشن بگیرید و وقتی شکستی را تجربه می‌کنید که به شما بینش‌های جدید می‌دهد، دچار سرخوردگی شدید نشوید.

در شریک کردن اعضای تیم و حتی مشتریان‌تان در موفقیت‌ها و شکست‌ها، جانب انصاف را رعایت کنید و با آنها صادق باشید.

اصل پنجم: موفقیت‌های دیگران در حوزه رهبری را به رسمیت بشناسید و از آن استقبال کنید.

وقتی مهارت‌های رهبری دیگران را به رسمیت می‌شناسید و به آن احترام می‌گذارید، در واقع توانمندی خودتان در این زمینه را تقویت می‌کنید.

هر چقدر بیشتر مهارت‌های رهبری را در اطرافیان‌تان شناسایی کنید و موفقیت‌های آنها در این زمینه را پذیرا باشید، به همان نسبت برایتان آسان‌تر خواهد بود که مهارت‌های رهبری خودتان را توسعه بدهید.

اصل ششم: به دنبال عملکرد سطح بالا باشید و به متوسط بودن رضایت ندهید.

رهبران سرشناس دنیای کسب و کار به این شهرت یافته‌اند که سطح انتظارات‌شان از اعضای تیم‌شان و خودشان بالاست.

آنها عملکرد متوسط و معمولی را از اعضای تیم خود نمی‌پذیرند که باعث می‌شود اعضای تیم‌شان انگیزه بالایی داشته باشند و افتخار کنند که رهبر خود را به‌عنوان یک الگو قرار دهند.

اصل هفتم رهبری کسب و کار: روی بهبود مهارت‌های ارتباطی خود کار کنید.

رهبری اثربخش به ارتباط موثر نیاز دارد که شامل ارتباط کلامی، مکتوب و زبان بدن می‌شود.

مهم است که اعضای تیم‌تان، مشتری‌ها و شرکای‌ تجاری‌تان قبل از اینکه از شما پیروی کنند، به خوبی چشم‌انداز، اهداف و انتظاراتی که از آنها دارید را درک کنند.

رهبران خوب همچنین در گوش کردن فعالانه و توجه به مخاطب مهارت بالایی دارند.

برای اینکه بتوانید دیگران را با خود همراه سازید، ابتدا نیاز دارید که آنها شما را باور کنند و پیش‌نیاز این امر، مهارت‌های ارتباطی سطح بالا است.

اصل هشتم رهبری کسب و کار: با نگرش مثبت و اشتیاق به پیش روید.

هیچ‌‌کس دلش نمی‌خواهد از یک کارآفرین بداخلاق و منفی‌باف پیروی کند.

در دنیای کسب و کار افراد عموما جذب کسانی می‌شوند که مشتاق، پرانگیزه و مثبت‌نگر هستند.

فایده دیگر مثبت‌اندیشی آن است که از این طریق افراد مثبت‌اندیش را به دور خود جمع می‌کنید و احساس شادی و رضایت بیشتری خواهید داشت.

برای اینکه بتوانید به‌عنوان یک رهبر انگیزه‌بخش دیگران باشید، ابتدا باید بتوانید به خودتان انگیزه بدهید.
گذار از یک کارآفرین به یک رهبر کسب و کار، چالشی شخصی است که هر کسی نمی‌تواند از عهده آن بر آید. برای هر دو مهارت، اصول بنیادین یکسان است که عبارتند از:

ایجاد و ترویج یک چشم‌انداز، قاطعانه عمل کردن و ایجاد روابط شخصی مستحکم با دیگران.

برای ارتقای مهارت رهبری در خود باید دیگران را نیز تشویق کنید که این مهارت را در خودشان پرورش دهند و در پایان فراموش نکنید، رهبری مانند هر مهارت دیگری به تمرین نیاز دارد.

شش روش موفقیت در کوچینگ مدیران در رهبری کسب و کار

  کوچینگ مدیران چیست؟

کوچینگ مدیران سبکی از کوچینگ است که در آن کوچ با مراجع خود که معمولاً یک مدیر میانی یا عالی‌رتبه در یک سازمان است همراه می‌شود

آن‌ها با یکدیگر بر روی افزایش خودآگاهی مراجع، شفاف‌سازی اهداف و تدوین برنامه اقدام برای دستیابی به اهداف کار می‌کنند.

در کوچینگ مدیران صرفاً بهبود عملکرد شغلی دنبال نمی‌شود، بلکه کوچ به مراجع خود کمک می‌کند تا جنبه‌های مختلف زندگی خود را بهبود ببخشد و نه تنها یک مدیر بهتر بلکه انسان بهتری باشد.

کوچینگ مدیران چطور به موفقیت رهبران سازمانی کمک می‌کند؟

در طی ۳۰ سال گذشته، کوچینگ مدیران رشد قابل‌توجهی را تجربه کرده است.

بیشتر افرادی که در سازمان‌ها کار می‌کنند دید مثبتی به مقوله کوچینگ مدیران دارند، بنابراین به‌ندرت پیش می‌آید که مزایای کوچینگ مدیران برای رهبران سازمانی روشن نباشد.

مشتریان اغلب با آگاهی قبلی در این زمینه به ما مراجعه می‌کنند و تصور روشنی از نوع رابطه کوچ و مراجع دارند. اخیراً یکی از مشتریان سازمانی از من سؤالی در مورد مزایای کار با یک کوچ پرسید.

به نظرم آمد شاید این سؤال افراد زیادی باشد که شناخت چندانی نسبت به کوچینگ مدیران ندارند، بنابراین هم فرصت را مغتنم شمردم و تصمیم گرفتم سؤال او را در قالب این مطلب پاسخ بدهم.

در طول چندین دهه کار با مدیران و رهبران سازمانی مختلفی برایم مشخص شده است که کوچینگ مدیران مزایای روشنی دارد.

در صورتی که در سازمانی مشغول به کار هستید یا خودتان کسب‌وکاری دارید و می‌خواهید از خدمات کوچینگ مدیران استفاده کنید، می‌توانید انتظار داشته باشید که این شش ویژگی را هنگام کار با یک کوچ مدیران مشاهده کنید.

گام اول : به شما کمک می‌کند خودتان را شفاف‌تر ببینید

شاید این ویژگی ساده به‌نظر برسد اما در عمل بسیار مهم است.

پژوهش‌ها نشان داده است بیشتر ما درک چندان روشنی از خودمان نداریم و این در فضای سازمانی اهمیت به مراتب بیشتری دارد.

سطح خودآگاهی رهبران سازمانی نسبت مستقیم و قوی‌ای با اثربخشی سازمانی و سودآوری دارد و کارکنان نیز ترجیح می‌دهند از رهبری دنباله‌روی کنند که در مورد خودش آگاهی بالایی دارد.

وقتی با یک کوچ خوب کار می‌کنید، او به طور معمول در ابتدای فرایند کوچینگ اطلاعاتی در مورد اینکه دیگران شما را چطور می‌بینند جمع‌آوری می‌کند و با شما در میان می‌گذارد.

در طول فرایند کوچینگ کوچ بر اساس اطلاعاتی که از شما جمع‌آوری کرده است به شما بازخورد می‌دهد. از آن مهم‌تر اینکه به شما مهارت‌هایی را یاد می‌دهد تا بتوانید خودتان را از بیرون ببینید و فرضیات قبلی در مورد خودتان را زیر سؤال ببرید.

به این صورت می‌توانید تصویر واقعی‌تری از نقاط قوت و نقاط ضعفتان پیدا کنید و از منظر ناظر بی‌طرف رفتارتان را ارزیابی کنید.

گام دوم : به شما کمک می‌کند دیگران را شفاف‌تر ببینید

در طول سالیانی که با رهبران سازمانی مختلف کار کرده‌ام متوجه شده‌ام بسیاری از آن‌ها با مشکل مواجه می‌شوند زیرا ارزیابی دقیقی از همکارانشان ندارند.

بسیاری از رهبران سازمانی کارکنان خوب را از دست می‌دهند چون نمی‌توانند قابلیت‌های آنها را به درستی شناسایی کنند.

در نقطه مقابل تعدادی از کارکنان ضعیف را برای مدتی طولانی نگه می‌دارند زیرا فکر می‌کنند آن کارکنان از چیزی که واقعاً هستند توانمندترند.

آن‌ها در روابطشان دچار اشتباهات راهبردی می‌شوند زیرا نمی‌توانند تأثیر طرف مقابل را بر موفقیت کسب‌وکارشان به درستی تخمین بزنند.

یک کوچ خردمند اغلب ارزیابی بی‌طرفانه‌تر و واقع‌بینانه‌تری از همکارانتان دارد و می‌تواند این ارزیابی‌ها را با شما در میان بگذارد.

از آن جایی که هدف کوچ‌ها ایجاد استقلال فکری در مراجع است، شما می‌توانید این مهارت‌های ذهنی را از کوچ خود بیاموزید و به این ترتیب تصویر شفاف‌تری از همکاران و کارکنانتان داشته باشد.

گام سوم : راه‌های جدید برای پاسخ به محیط را یاد می‌گیرید

مارشال گلد اسمیت بی‌شک شناخته‌شده‌ترین و برجسته‌ترین کوچ مدیران در ایالات متحده آمریکاست.

او کتابی به نام «چیزی که تا الان شما را موفق کرده است از این به بعد شما را موفق نخواهد کرد»

(What Got You Here Won’t Get You There) نوشته است که به خوبی این ویژگی کوچینگ مدیران را شرح می‌دهد.

همه ما دارای قابلیت‌ها و شیوه‌هایی از پاسخ به محیط هستیم که تا رساندن ما به سطح یک کارشناس یا مدیر میانی خوب کار می‌کنند اما نمی‌توانند باعث شوند یک مدیر ارشد شویم.

برای مثال چند سال پیش مربیگری مدیر باهوش و توانمندی را در شرکتی رسانه‌ای به عهده داشتم که صرفاً بلد بود کارهای خودش را انجام دهد و نیاموخته بود تیمش را رهبری کند و مطمئن شود آن ها در مسیر دستیابی به اهدافشان قرار دارند.

خوشبختانه توانستم به او کمک کنم ببیند که موفقیت شخصی او نه تنها به شایستگی‌های فردی‌اش بلکه به قابلیت او برای الهام‌بخشیدن و هدایت دیگران نیز بستگی دارد.

ما با هم کار کردیم تا او بتواند مهارت‌های ضروری رهبری را بیاموزد و مدل ذهنی‌اش را تغییر دهد. اکنون او در جعبه ابزار رهبری خودش، ابزارهای مفیدی در اختیار دارد.

گام چهارم: توانمندی‌های کنونی‌تان را افزایش دهید

داشتن یک کوچ اثربخش و حمایتگر می‌تواند به شما کمک کند توانمندی‌های قبلی‌تان را که از آن‌ها غافل شده بودید، کشف و تقویت کنید.

سال‌ها پیش یکی از مدیران عامل شرکت‌ها را مربیگری می‌کردم که نبوغ خاصی برای طراحی محصولات و خدمات خلاقانه خوشایند مشتریان داشت.

هر چند او فکر می‌کرد این توانمندی چیز خیلی مهمی نیست.

من به او کمک کردم منحصربه‌فرد بودن این توانمندی را ببیند و یاد بگیرد چطور از این مهارت به طور اثربخش‌تری و در جهت افزایش سودآوری سازمانش استفاده کند.

گام پنجم: به شما کمک می‌کند ارتباطات بهره‌ورتری را ایجاد کنید

اثربخشی مدیران به میزان قابل‌توجهی ممکن است به دلیل نوع ارتباطاتی که دارند محدود شود.

بسیاری آن‌ها تمایل دارند با افراد با پیش‌زمینه فرهنگی، نژادی، جنسیتی، اعتقادی و سبک کاری خاصی کار کنند.

یک کوچ خوب به شما کمک می‌کند سوگیری‌هایی را که در شما وجود دارد شناسایی کنید و با زیر سؤال بردن باورهای قدیمی، دایره ارتباطاتتان را گسترش بدهید.

گام ششم : به شما کمک می‌کند به چیزهایی که می‌خواهید برسید

گل سرسبد کوچینگ مدیران همین ویژگی است.

یک کوچ خوب به شما کمک می‌کند تصویر روشن‌تری از اهداف و رؤیاهایتان داشته باشید، قابلیت‌هایتان را بهتر بشناسید و گام‌های لازم برای رسیدن به اهدافتان را بردارید.

همچنین کوچ می‌تواند حمایتگر خوبی برای شما باشد. فردی که شما را به خوبی می‌شناسد و بهترین‌ها را برایتان می‌خواهد.

برخلاف اعضای خانواده یا همکارانتان، کوچ شما را قضاوت نمی‌کند یا سوگیری ذهنی خاصی نسبت به شما ندارد، بنابراین کاملاً با شما صادقانه برخورد خواهد کرد و آن چیزی که واقعاً هست را به شما نشان می‌دهد.

کوچ می‌تواند شیوه‌ های جدیدی از تفکر و رفتار را به شما بیاموزد و شما را به مهارت‌ هایی تجهیز کند تا بهتر و سریع‌ تر به اهدافتان دست یابید.

منبع

مترجم: ایمان بهنام

رهبری کسب و کار را با دیدگاه کوچینگ ببنید

رهبری کسب و کار – آلیس در سرزمین عجایب از گربه‌ای که گوشه‌ای از جاده ایستاده بود پرسید، ممکنه بهم بگی از اینجا باید کجا برم؟

گربه به سرعت پاسخ داد: اینکه کجا می‌خواهی بری بستگی به این داره که کجا میتونی کار خاص و موفقی رو انجام بدی.

آلیس جواب مشخصی نداشت و معلوم بود هیچ ایده‌ای هم نداره، گربه هم با پوزخند جواب داد بنابراین مهم نیست که کدوم مسیر رو انتخاب کنی.

بلانچارد ( Ken Blanchard ) مشاور و استاد مدیریت از این مثال قدیمی برای بیان اهمیتِ داشتن مسیر و چشم انداز برای رهبری کسب و کار استفاده می‌کند. ( پینوشت دارد ) 

به عنوان یک کوچ، داشتن اهداف، مسیر و جهت‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت برای هدایت ورزشکاران و برنامه‌های آنها کار مشکلی است.

با این حال به عنوان رهبر کسب و کار، شما باید مسیر تیمتان را برای رهبری از طریق چشم انداز/ دیدگاه کوچینگتان مشخص کنید.

اولین گام برای داشتن دیدگاه کوچینگ ی، توسعه آن چیزی است که بلانچارد آن را دیدگاه رهبری (LPOV) می‌نامد.

دیدگاه رهبری کسب و کار شبیه فلسفه کوچینگ است و به شما اجازه می‌دهد که بدانید؛ چگونه کوچینگ را آغاز کنید، هدف اصلی خود را در زمینه کوچینگ بشناسید و چگونه با افرادی که در این مسیر هستند برخورد کنید.

برای توسعه‌ی دیدگاه کوچینگ ی خود باید به سوالات زیر فکر کنید:

۱. افراد تاثیر گذار در زندگی شما چه کسانی هستند که توانسته‌اند اثر مثبتی (برخی اوقات حتی اثر منفی) را بر شما باقی بگذارند؟ از آنها در زمینه کوچینگ و رهبری کسب و کار چه آموخته اید؟

۲. با فکر کردن به هدف کلی خود، بیان کنید که می‌خواهید در زمینه کوچینگ چه چیزهایی را بدست آورید؟ ( بطور مثال کسب انگیزه، کسب نشاط، و… )

۳. ارزش‌های اصلی موجود در رفتار شما که در کوچینگ شما تاثیر گذارند چه هستند؟ ( این ارزش ها می‌توانند عدالت، رقابت، تعهد، موفقیت و… باشند)

۴. با در نظر گرفتن آنچه از کوچ های قبلی خود آموخته اید، شامل هدف کلی و ارزش های اصلی، اعتقادات شما درمورد افراد با انگیزه و رهبر چیست؟

پاسخ صادقانه به این سوال‌ها با در نظر گرفتن تجاربتان با کوچ ها قبلی، اهدف و ارزش‌ها کوچینگ برای موفقیت‌های آتی شما بسیار اساسی است.

اگر در ابتدای مسیر کوچینگ هستید حتماً وقتی را برای فکر کردن به سوالات فوق اختصاص دهید.
پیشنهاد می‌شود بمنظور واقعی‌تر و ثابت تر بودن پاسخهایتان، آنها را یادداشت کنید.

می‌توانید پاسخهای خود را در انتهای فصل و یا زمانی که در مبارزه با مشکلات تیم نیز هستید بررسی‌کنید.

کوچ های کهنه کار می‌توانند از تجربیات خود در پاسخ عمیق‌تر به سوالات فوق استفاده کنند و به بینش ارزشمندتری در مورد دیدگاه کوچینگ شان بدست آورند.

هر کجای دوران کوچینگ خود هستید، وقتی را برای توسعه فلسفه کوچینگ ی خود و تاثیر آن بر ورزشکاران اختصاص دهید.

با این روش وقتی که مانند آلیس در گوشه ای از جاده قرار می‌گیرید می‌توانید دیدگاه واضحی از اینکه به کجا می‌خواهید بروید داشته باشد.

پینوشت: کن بلانچارد یکی از نویسندگان و سخنرانان حرفه‌ای در حوزه‌ی مدیریت است.

او در نیوجرسی متولد شده است

در سال ۱۹۵۷ وارد دانشگاه شد

در سال ۱۹۶۱ وی دوران کارشناسی خود را در رشته‌ی فلسفه گذراند

سپس در سال ۱۹۶۳ مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه کولگیت در رشته جامعه‌شناسی گرفت 

پس از آن در سال ۱۹۶۷ در رشته آموزش و رهبری از دانشگاه کورنل مدرک دکترای خود را دریافت کرد.

وی یکی از برجسته‌ترین نویسندگان حوزه‌ی مدیریتی است و کتاب‌های بسیاری در این زمینه دارد.

یکی از کتاب‌های او به نام مدیر یک دقیقه‌ای تاکنون به ۳۷ زبان دنیا ترجمه شده است و بیش از ۱۳ میلیون نسخه به فروش رفته است.

او هم‌چنین بیش ۳۰ کتاب پرفروش دیگر دارد.

از جمله کتاب‌های او می‌توان به:

مدیریت از راه ارزش‌ها

مالیگن(فرصتی دوباره برای زندگی)

چه کسی تغییر را کشت؟

کارآفرین یک دقیقه‌ای

کمک به مردم برای برنده شدن در کار

عذرخواهی یک‌دقیقه‌ای

مدیر یک دقیقه‌ای و استرس: راهکارهای موثر برای رویارویی با استرس

گفتگو با مدیر یک دقیقه‌ای

با تمام نیرو رو به جلو و اندیشه‌های یک مدیر و بسیاری دیگر اشاره کرد.